If I worship U in fear of hell, burn me in it
اگر تو را براي ترس از جهنم پرستيدم، مرا در آن بسوزان
And if I worship U in hope of paradise, exclude me from it
اگر تو را به اميد بهشت پرستيدم، مرا از آن محروم کن
But if I worship U for Your own being
ولي اگر تو را براي وجود خودت پرستيدم
Don't withhold from me Your everlasting beauty
زيبايي ابديت را از من دريغ نکن

ترانه ماورای کلمات حدیث نفس انسان است هنگامی که زندگی خود را مرور می کند و در تمام لحظاتش خدا را حس می کند
حدیث بندگی و دلداگی ....
می توان گفت بهترین موهبت خدا به انسان زندگیست
ترانه ماورای کلمت را دوست عزیزم خانم زهرا.:. ترجمه کرده است .
می توانید برای اشنایی بیشتر به کلوب اوتلندیش مراجعه کنید
With my right foot first
اول با پاي راستم
I stepped into the holy mosque
در مسجد الحرام قدم گذاشتم
Upon the cold white marble
بر فراز سنگ مرمرين سفيد
Where day and night people sat worshippin', praying
جايي که مردم روز و شب مي نشستند ، نماز مي خواندندو عبادت مي کردند
Right and left the mosque being cleaned
چپ و راست مسجد تميز شده بود
Shinin' not a particle of dust
بدون حتي ذره از غبار، مي درخشيد
The carvings of marble, the plates of gold
حکاکي هاي مرمرين، لوحه هاي طلا
The symmetry of the whole mosque
قرينه سازي هاي تمام مسجد
Yeah the largest of it all
بله و بزرگتر از همه اينها
The came the grandest of the whole
عظيم تر از همه
The big beautiful house of Allah
خانه زيبا و بزرگ الله

Covered with black cloth and gold leaf writin'
پوشيده با پرده اي مشکي و ورقه هايي که روي آن با طلا نوشته شده
My life flashed passed me, the good and the bad
ناگهان تمام زندگي ام در يک لحظه از جلو چشمانم گذشت، کرده هاي خوب و بدم
Such a feeling my brother, never ever felt I had
چه احساس عجيبي برادرم، تا به حال هرگز چنين حسي نداشته ام
A special bondage to the almighty
احساس مخصوص بنده خداوند بودن
ادامه مطلب